الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
73
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى)
جريان را گفت : آنها گفتند : آن مال را به ما بده ! ما ذمّهء تو را برئ مىكنيم ؛ ولى مردم گفتند : از ابوجعفر عليه السلام بپرس ! آن مرد آمد از امام عليه السلام پرسيد ، فرمود : « كعبه از اين پول بى نياز است ، ببين كسانى را كه به زيارت اين خانه آمدهاند ، چه كسى تنگدست است و يا مخارج سفر ندارد و يا مركبش را گم كرده و يا ناتوان از بازگشت به نزد خانواده است ، به ايشان بپرداز » . « 1 » 18 - ابوالقاسم طبرى آلكانى در شرح « حج اهل السّنّة » مىنويسد كه ابوحنيفه به ابوجعفر محمّدبن علىّبن حسين عليهم السلام گفت : بنشينم ؟ در حالى كه ابوجعفر ( امام باقر ) عليه السلام در مسجد نشسته بود ، فرمود : « تو مرد مشهورى هستى مايل نيستم كه كنار من بنشينى . » مىگويد : او توجهى به سخن ابىجعفر نكرد و نشست . رو به ابوجعفر كرد و گفت : تو امامى ؟ او گفت : « خير » گفت : گروهى در كوفه معتقدند كه شما اماميد ! فرمود : « من با آنها چه كنم ؟ » . ابوحنيفه گفت : به آنها بنويسيد و به آنها بگوييد كه شما امام نيستيد ! فرمود : « آنها اين حرف را نمىپذيرند ! بلكه از غايبان و افراد غير حاضر به افراد حاضر و موجود استدلال مىكنيم ، هم اكنون به شما گفتم : ننشين ، تو اطاعت نكردى ، همين طور اگر به آنها هم بنويسم اطاعت نمىكنند ! ابوحنيفه با شنيدن سخنان ابوجعفر عليه السلام نتوانست سخنى بگويد . « 2 » 19 - همو مىگويد : زنى نيمه شب نزد محمّدبن مسلم آمد و گفت : من
--> ( 1 ) - مناقب ابن شهرآشوب : 2 / 287 . ( 2 ) - همان .